یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

سال ها پیش که خیلی کتابخوان تر بودم ...

در یک دوره ای به مطالعه زندگی برخی بزرگان و صالحین علاقه مند شده بودم ...

یکی از آن کتاب ها "رند عالم سوز" ...

شرح شيـدايی کربلايی احمد میرزا حسينعلی تهرانی بود ...

که من برخی حکایت ها و مطالب جالبش رو یادداشت کرده بودم ...

شب های قدر هر سال توفیقِ این رو دارم که تورقی داشته باشم ....

بر آن مطالب گردآوری شده تا تلنگری باشه برای تفکر بر سبکِ زندگی که دارم ...

و آن طور که میتونم باشم ... !

گرچه در بحث روزی رسانی حضرت حق؛ خودم – الحمدلله – سر سوزن شک ندارم ...

با این حال یکی از حکایاتِ زندگی آن مرحوم همیشه مدنظرم بود ...

تا دیشب که دوباره خوندم:

"ايشان (مرحوم کربلایی احمد تهرانی) می فرمود:

جوان که بودم؛ حقوق هر روزه من سه تومان بود.

لذا بنا را بر آن گذاشته بودم که هر شب، يک تومان آن را به خانواده فقيری بدهم

و يک تومان ديگر را به يکی از دوستانم که وضع مالی چندان خوبی نداشت

و يک تومان باقيمانده را صرف خرج و مخارج خودم می کردم.

تقريبا يک سال از اين موضوع گذشت تا اینکه ماه مبارک رمضان فرا رسيد.

من که در ماه مبارک رمضان کار نمی کردم، آخرين حقوقم را به گونه ای تقسيم کردم

که پنج قِران به آن خانواده و پنج قِران به آن شخص فقير رسيد

و دو تومان برای خودم باقی ماند و با خوش خيالی برای احتياط پول را پس انداز کردم.

اما غافل از آن که خداوند همان روز اول، آن چنان مرا در فشار و رياضت قرار داد 

که تمام آن دو تومان را يکجا از دست دادم.

من هم بسيار از اين اتفاق در فکر فرو رفتم

و به دنبال گيرِ کار می گشتم که همان موقع از عالم معنا به من حالی کردند که:

فلانی! اين همه سال اين يک تومان تو را نگه داشته بود يا ما؟!

روزی رسان تو، ما هستيم يا آن سکه ها" ... !؟

منبع: حکایات صالحین ...

حکایات زندگی جناب کربلایی احمد تهرانی (ره) ...

برچسب ها :

من لی غیرک

سه شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

"اِی نور به قبر پدرت بباره ...

تو این دوره زمونه که رَحم اِئلَه یُوخدی ... !

یکی بلند شده میگه: جنس فروخته شده پس گرفته می شود ... !

اونم چی ؟ ... با کمال احترام ...

بابا دمت گرم ... دست ما رو هم بگیر ...

قشنگیه کار میدونی چیه ... ؟

اینکه قبول داری این روش، روش حسنه ست ...

یعنی بابات اجبارت نکرده ... خودت قبول داری ...

چقدر خوب می شد اگه همه کاسبا این طوری معامله میکردن ...

خدا پدرت رو بیامرزه که این طوری تربیتت کرده ...

یادش بخیر قدیما ... !

طرف می خواست کاسبی رو شروع کنه می رفت پای درس یه عالِم می نشست ...

درس مَکاسِب می خوند ... !

حلال و حروم کاسبی رو یاد می گرفت ...

خدایی دَم قدیمیا گرم ...

چقدر به کاسبیشون اهمیت میدادن ... ؟!

لقمه حلال می بردن خونه برا زن و بچه شون ...

به نظرم اینکه حدیث داریم؛ میگه: "کاسب حبیب خداست" یعنی همین ...

یعنی اگه حلال و حروم رو رعایت کردی دیگه طرف حسابت خداست ...

با خدا معامله کردی ...

هم خدا تو رو دوست داره و هم تو خدا رو دوست داری ...

به این کاسب میگن: حبیب خدا ...

اما امروز بعضیا میرن میشینن پای صحبتای یه آدم شارلاتان به عنوان مشاور ...

دور از جون - یه کم دوز و کلک یاد بگیرن ...

بیشتر پول در بیارن ...

فقط دنبال سود .... به هر قیمتی ...

وضعیتی شده ها ... !

بعضی زَن ها میرن دنبال شغل مردونه ... مثلا راننده 18چرخ ... !

بعضی مردا هم میرن دنبال شغل زنانه ... مثلا فروش زیرپوش زنانه ... !

اصلن یه وضعی ... !

بازم دمت گرم؛ حبیب خدا ... برامون دعا کن" ...

با تشکر از: همه چیز جُز گناه ...

تابناک: کاسبی به سبک مؤمنان ...

و مشابه نوشت: نوا ...

برچسب ها :

روزگار ما

سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

تیم‌های ملی آلمان و برزیل در مرحله نیمه نهایی جام جهانی 2014 ...

تا ساعاتی دیگر - از ساعت 30 دقیقه بامداد فردا - به مصاف یکدیگر می‌روند ...

دومين ديدار این مرحله هم ساعت 30 دقیقه بامداد پنج شنبه ...

بین تيم‌های ملی آرژانتين و هلند برگزار میشه ...

بازی‌ها حساس تر و پُر هیجان تر از روزهای اول شده ...

رویارویی این تیم های پُرستاره و با انگیزه؛ اوجِ تکنیک و تاکتیک فوتبالِ امروز خواهد بود، 

بدون شک ...

پیش بینی و کارشناسی این بازی ها که – البته - کار ما نیست ... !

اما همون طور که پیش از این هم گفتم:

بازی آلمان و آرژانتین یه فینال رویایی برای من هست ... !

برگزاری فینال بین دو تیمِ محبوب ما ... :)

یعنی هر کدوم که برنده جام بشه؛ خوشحال خواهیم شد ... :))

البته اگر نفرینِ جادوگرِ برزیلی؛ دامنِ آلمان ها رو نگیره! ... (+)

امان از دنیای فوتبال و حواشی عجیب و غریبش ... :|

بعد نوشت 1:

خب؛ آلمان 7 بر یک برزیل رو بُرد و فینالیست شد! ... (+)

خیلی وقت بود بازی به این پُرگُلی رو تماشا نکرده بودیم ... !

البته از اول جام 20 می گفتیم: 

کی بشه نتیجه یکی از این دیدارها 6 تایی بشه تا کمی تجدید خاطره کنیم ... :))

اما دیگه فکرشم نمی کردیم که آلمان باید زحمتِ این گلباران رو بکشه ... !

صحنه 6 تایی شدنِ برزیل رو هیچ وقت فراموش نمی کنم ... :)

حیف که دوامِ چندانی نداشت و گُل هفتم هم وارد دروازه سزار شد ...

و آلمانی ها هم دقیقه 90 یه گُل خوردند ... !

این هم مارادونا؛ دقایقی بعد از این بازی تاریخی ... !

ضمن اینکه؛

اصلا خوشم نیومد برزیلی ها بازیکن خودشون رو "هو" کردند ... !

گوشه ای از بازتابِ سخت‌ترین شکست تاریخ فوتبال برزیل رو هم اینجا ... (+

در فضای مجازی بخونید که طبقِ معمول با هنرنمایی هموطنانِ ما همراه شده ... !

بعد نوشت 2:

خب اینم از آرژانتین که فینالیست شد ... (+)

بعد از 120 دقیقه بازی آرام و محتاطانه تونست با نتیجه 4 بر 2 ...

در ضربه های پنالتی لاله های نارنجی رو شکست بده ...

بعد از بازی خارق العاده آلمان و برزیل چنین بازی لاک پُشتی رو می شد، حدس زد ...

امیدواریم فینال جام 20 این طور کسل کننده نباشه ...

البته از اینجا به بعدش ...

دیگه برای ما فرقی نمیکنه که کدوم تیم قهرمانِ جهان بشه ... :)

اما جناب کفاشیان در اظهار نظری جالب – باز هم با خنده و شوخی - گفته اند:

اگر آرژانتین قهرمان دنیا شود، دیگر کسی حق انتقاد از تیم ملی را ندارد! ... :|

برچسب ها :

فوتبال

یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

حافظ نوشت:

"ما درس سحر در ره میخانه نهادیم ...

محصول دعا در ره جانانه نهادیم ...

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش ...

این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم ...

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد ...

تا روی در این منزل ویرانه نهادیم ...

در دل ندهم ره پس از این مِهر بتان را ...

مُهر لب او بر در این خانه نهادیم ...

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود ...

بنیاد از این شیوه ی رندانه نهادیم ...

چون می‌رود این کِشتی سرگشته که آخر ...

جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم ...

المنه لله که چو ما بی‌دل و دین بود ...

آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم ...

قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ ...

یا رب چه گدا همت و بیگانه نهادیم" ...

پی نوشت:

دوستانِ خوبم ...

سپاس از حضور و نظراتِ مفیدتون ...

در اولین فرصت پاسخگوی محبتِ شما خواهم بود ...

ان شاءالله ...

یه مرخصی کوتاه از این فضا خواهم داشت ...

احتمالا تا بازیِ آلمان و برزیل ... :)

برچسب ها :

حافظ نوشت

،

فوتبال

،

دوست

،

وبلاگ

چهارشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

"خدایا شُکر 

به خاطر همه نعمت های قشنگی که خواستم و به من ندادی" ...

با تشکر از: حسینیه دل ...

+ قبل نوشت: لوس ...

برچسب ها :

من لی غیرک

پنجشنبه پنجم تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

"یکی از جمعه ها، جان خواهد آمد ...

به دردِ عشق، درمان خواهد آمد ...

غُبار از خانه هایِ دل بگیریم ...

که بر این خانه، مهمان خواهد آمد" ...

یا اباصالح المهدی (عج) ادرکنی ...

برچسب ها :

اللهم عجل لولیک الفرج

مشخصات
        سوژه نگار 🔹
صرفا جهت اطلاع:
دامنه ir رو بنا به دلایلی تمدید نکردم!
بنابراین و طبق مقررات سامانه‌ ایرنیک،
اسم و دامنه [بعد از آزادسازی] توسط دیگری راه اندازی شد!
پس soozhenegar.ir دیگه متعلق به من نیست ..
🔹
برچسب ها