جمعه پنجم بهمن ۱۳۹۷ ساعت توسط یک خبرنگار

"به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی ...

به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی ...

نه حسنت آخری دارد، نه سعدی را سخن پایان ...

بمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی" ... 

دوستان و خوانندگان محترم ...

فعلا و تا اطلاع ثانوی وبلاگ نویسی تعطیل ...

عمری اگر باقی بود، بر می ‌گردم ...

نشد هم که حلال بفرمایید ...

تشکر از همگی برای همراهی با مجله اینترنتی ام ...

در سال‌ هایی که گذشت ... 

چند نکته تکراری ...

[صرفا جهت یادآوری] ...

🔹 از مدت‌ ها قبل – بنا‌ بر دلایل متعدد - جایی کامنت ننوشتم ...

بعد از این هم تبادل نظری در وبلاگ‌ ها نخواهم داشت ...

🔹 علاوه بر اینجا ...

و وبلاگِ سوژه نگار در بلاگ بیان ...

مدت‌هاست یک کانال [فعلا خصوصی] در تلگرام ...

و یک حساب خصوصی در اینستاگرام و توییتر دارم ...

و دیگر هیچ ...

🔹 در تمام اینها [با شناسه soozhenegar] بیشتر خواننده بوده و هستم

و کمتر نویسنده ...

برای معدود دوستان شناخته شده ...

🔹 همین ...

و باقی بقایتان ...

🔹 بعد نوشت:

بنا به دلایلی دامنه ir رو دیگه تمدید نکردم! 

اسم و دامنه بعد از آزادسازی، توسط دیگری راه اندازی شد! 

بنابراین soozhenegar.ir و هر آدرس دیگه ای جز اینها که اینجا نوشتم، متعلق به من نیست! ... (+)

🔹 دعای همیشگی:

"خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار" ...

برچسب ها :

وبلاگ

،

سوژه نگار

،

نوشتن

،

بلاگفا

پنجشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۷ ساعت توسط یک خبرنگار

برچسب ها :

سوژه نگار

،

نوشتن

،

وبلاگ

،

بلاگفا

جمعه نوزدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت توسط یک خبرنگار

خیلی ممنونم از دوستان عزیزی که در روز خبرنگار به یادم بودند ...

وسط این همه حرف و خبر ...

بخوانید از هدیه شهردار قزوین به خبرنگاران - قبر رایگان! ... (+)

در حال حاضر - رشت، شهردار نداره ...

یاد بگیره ازش ... :)

برچسب ها :

سوژه نگار

،

روز خبرنگار

،

نوشتن

،

یک خبرنگار

پنجشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۷ ساعت توسط یک خبرنگار

روز قلم خجسته باد ...

به آنان که با قلم ...

تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می‌ کنند ...

برچسب ها :

سوژه نگار

،

یک خبرنگار

،

نوشتن

،

روز قلم

پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت توسط یک خبرنگار

6 ساله اینجا هستم ... (+)

می نویسم ...

می خوانید ...

ممنونم ... :)

برچسب ها :

سوژه نگار

،

یک خبرنگار

،

نوشتن

،

وبلاگ

پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت توسط یک خبرنگار

 امروز، روز جهانی آزادی مطبوعات است ... 

با شعار " قدرت در حد مشروعیت، رسانه، عدالت و حاکمیت قانون " ...

" بیشتر مراقب مایسطرون ها باید بود " ...

برچسب ها :

نوشتن

،

روزنامه نگاری

،

خبرنگاری

،

یک خبرنگار

دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت توسط یک خبرنگار

جهان صنعت ...

و رد انتساب توییت توهین آمیز امیرحسین میراسماعیلی به روزنامه‌ ...

🔹 آدم رو برق بگیره، جو نگیره ... !

اینم عاقبت هرچی نگاری در فضای لایتناهی مجازی ... 

یه مقدار فاصله و تنفس بین توییت هاشون داشته باشند، بد نیست ... 

بلکه فرصتی بشه برای بیشتر مراقب مایسطرون ها بودن ...

بماند که تریبون های رسمی هم دیگه خیلی مراقب گفتارشون نیستند ... 

برچسب ها :

یک خبرنگار

،

خبرنگاری

،

روزنامه نگاری

،

نوشتن

پنجشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۷ ساعت توسط یک خبرنگار

گفتگوی تلگرامی با یک نویسنده محبوب ...

در حسرت بی پایان کتاب خوانی ...

عمری دگر بباید بعد از فراق (وفات) ما را ...

کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری ... (+)

برچسب ها :

سعدی

،

کتاب

،

تلگرام

،

نوشتن

شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۶ ساعت توسط یک خبرنگار

"همیشه برایم بنویس ...

حتی اگر کم بنویسی ...

اما همیشه بنویس" ...

برچسب ها :

سوژه نگار

،

یک خبرنگار

،

نوشتن

چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت توسط یک خبرنگار

ممنوعیت شکار پرندگان ... (+)

از جمله خبرهای روتین و تکراری ...

که هر سال با خوندن و نوشتنش روحم شاد میشه ... 

البته فقط تا لحظه انتشار خبر ... 

برچسب ها :

خبرنگاری

،

یک خبرنگار

،

روزنامه نگاری

،

نوشتن

چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت توسط یک خبرنگار

کیهان توقیف شد ... (+)

دادستانی تهران ...

بر اساس شکایت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ...

مبنی بر اقدام روزنامه کیهان ...

بر خلاف سیاست‌های اصولی و بیّن جمهوری اسلامی ایران ...

در مسائل و امنیت منطقه ‌ای ...

این روزنامه را برای دو روز (شنبه و یکشنبه آینده) توقیف کرد ...

پی نوشت:

البته که من به عنوان یک خبرنگار از توقیف خوشم نمیاد ...

اما آخه فقط 2 روز؟! ... 

خوبه نگفتند: شنبه و یکشنبه پایان ماه صفر! ... 

برچسب ها :

روزنامه نگاری

،

خبرنگاری

،

یک خبرنگار

،

نوشتن

دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت توسط یک خبرنگار

سه روز مانده به اربعین حسینی ...

دیشب اتفاقی این مداحی رو شنیدم ... (+)

"یا من ارجوه لکل الخیر ...

کل الخیر فی باب الحسین (ع) ...

کل الخیر یعنی یک کلام بین الحرمین" ...

بله دیگه ...

خوشا به سعادت زائران کوی دوست ...

در این روزها و شب ها ...

که خیلی ها رفتند و خیلی ها به قولی جا ماندند و این حرف ها ... 

یک عکس یک بحث رو به وجود آورد ...

عکس خبرگزاری ایسنا ...

از خروج زائران اربعین حسینی از مرز مهران ... (+)

و مطلب شهیندخت مولاوردی ...

دستیار ویژه رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی ...

[چه پُست و مقام هایی داریم]! ... 

که نوشت:

چه اندازه رفتارهایمان با امامان بزرگواری که برای زیارتشان سر از پا نمی شناسیم ...

و نظافت را از ایمان می دانند، شباهت دارد؟! ... 

این شرح اضافه خانم دستیار ویژه، بعد از بدون شرح ایشون ... (+)

انتقادات زیادی رو برانگیخت ...

اینکه در عکس در مسیر صدها هزار نفر حتی یک سطل آشغال دیده نمیشه ...

اینکه در مرزهای ایران و عراق پارکینگ مناسبی برای زائران نیست ...

اینکه قیمت بلیت ‌های مرتبط با پیاده روی اربعین بی حساب و کتاب بالا رفت ...

و مواردی از این دست، آیا نقض حقوق شهروندی هست یا نه ... ؟!

و ...

اما یک آقای به قول خودش ...

دکترای حقوق؛ سرگرم با هنر، رسانه و سیاست ...

وحید یامین پور ... (+)

هم نوشت:

الان توی طریق هستم ...

هرچی آشغال می بینم یاد اون خانم میافتم ... 

بهش بگید زوار بیادش هستن ... 

 

البته اولین بار نیست که چنین توهین آمیز می نویسه ...

اونم در قبال یک خانم ...

فقط من موندم چرا و چطور به امثال ایشون میگن: ارزشی ؟! ... 

برچسب ها :

Ashura

،

فضای مجازی

،

نوشتن

پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶ ساعت توسط یک خبرنگار

ای قلم ...

.

.

.

هیچی هیچی ...

با تأخیر ...

روزت مبارک ... :)

برچسب ها :

سوژه نگار

،

یک خبرنگار

،

وبلاگ

،

روز قلم

سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت توسط یک خبرنگار

آرامش حاکم بر وبلاگ ...

در عصر آشفته بازار شبکه های اجتماعی و پیام رسان های موبایلی ...

شبیه داشتن جزیره ای کوچک هست در اقیانوسی بزرگ ...

دنج، آرام و رویایی ...

اختصاصی و به دور از قیل و قال ...

برچسب ها :

سوژه نگار

،

نوشتن

،

وبلاگ

،

فضای مجازی

سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۶ ساعت توسط یک خبرنگار

بعله ...

از اتاق فرمان اشاره می کنند که  1000 تایی شدیم ....

بچه ها مچکریم ... :)

یادش بخیر پُست صدگانه این وبلاگ ... (+)

و پُست 500 که کامنت هاش پرید بر اثر مشکلات بلاگفا !! ... (+)

و پُست های صدتایی ها و پانصدمین در بلاگ بیان ...

که به خاطر محدودیت های بلاگفا نمیشه لینک کرد ...

خدا رو شکر ... 

و تشکر از همه دوستان و همراهان و خوانندگان ... 

برچسب ها :

سوژه نگار

،

یک خبرنگار

،

نوشتن

،

وبلاگ

جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۵ ساعت توسط یک خبرنگار

جدول ارزیابی عملکرد همکاران رو نگاه می کنم ...

از نظر کیفیت، دقت و تنظیم خبر، اول ...

از نظر سرعت خبر، دوم ...

و از نظر تعداد خبر، مشترکا پنجم هستم ...

جالب اینجاست همکاری که از نظر سرعت خبر، اول هست ...

از نظر دقت، تنظیم و کیفیت خبر، آخره ...

و جالب تر این که امتیاز نخست این رتبه بندی ...

به هیچ کدوم از ما دو نفر تعلق نمی گیره ...

تشویقی رو همکاری گرفت که از نظر تعداد خبر، اول ...

و سایر ملاک ها دوم هست ...

اینم شمه ای از داستان خبرنگاری ما ... 

برچسب ها :

روزنامه نگاری

،

خبرنگاری

،

یک خبرنگار

،

نوشتن

سه شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۵ ساعت توسط یک خبرنگار

چند نفر از شما از این صندوق پُست ها دیده اید ... ؟!

یا استفاده کرده اید ... ؟!

اصلا در میان شما کسی هست که نامه نگاری کرده باشه ... ؟!

منظورم نامه های کاغذی و تمبر و پاکت و پُست و اینهاست ...

من که بارها و بارها نامه نوشتم ...

از کودکی تا حدود 12 سال پیش ... !

البته هیچ وقت در این صندوق ها نامه ننداختم ...

نمی دونم چرا بهشون اعتماد نداشتم ... ؟!

همیشه نامه ها رو به اداره پُست تحویل می دادم ...

چه وقتی بچه بودم ...

و برای برنامه های تلویزیونی که دوست داشتم، نامه می نوشتم! ... 

یا در مسابقات شرکت می کردم ... !

چه زمان نوجوانی که برای روزنامه ها و مجلات مورد علاقه ام مطلب می فرستادم ... :)

چه زمان دانش آموزی و دانشجویی ...

که به جای تلفن و درد دل با دوستانم در شهرها و استان های مختلف ...

واسه هم نامه می نوشتیم - هر از گاهی - و یک دل سیر حرف می زدیم از خودمون ...

و چقدر شیرین بود لحظاتی که جواب نامه به دست ما می رسید ... 

شاید برای همین باشه که حوصله چت کردن ندارم ... !

برخی دوستان می دونند چقدر در چت کردن بد اخلاق و بی انضباطم !؟ ... 

به همون اندازه در کامنت نوشتن با حوصله و مهربانم، شاید ! ... 

بگذریم ...

چی شد این موضوع به ذهنم اومد ... ؟!

پُست های وبلاگ ...

بازم - تا اطلاع ثانوی - کامنت بسته خواهد شد ...

این پُست و صندوق پُستش - اما - ثابت می مونه ...

حرف و حدیث و پیام و پیغامی - اگر هست - اینجا ارسال کنید ...

 حرف و حدیث و پیام و پیغامی - اگر نیست – هم که سپاس و دیگر هیچ! ... :) 

برچسب ها :

وبلاگ

،

سوژه نگار

،

نوشتن

،

دوست

سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ ساعت توسط یک خبرنگار

دانشجوی ترم 3 بودم ...

کتابی با عنوان نانوشته های روزنامه نگاری رو در نمایشگاه بین المللی خریدم ...

از عنوانش خوشم اومده بود ...

و خیلی دلم می خواست بدونم این نانوشته ها کدومند ... ؟!

نویسنده، قرن 21 رو قرن روزنامه نگاران نامگذاری کرده بود ...

و معتقد بود: 

در این قرن، ارتباطات جهانی کمتر رنگ و ویژگی ملی خواهد داشت ...

در فصل روی مرز تعهدات حرفه ای ...

از کتاب خبر به هر قیمت ماجرای بی تعهدی یه گزارشگر رو نقل کرد ...

گزارشی تکان دهنده در مورد یه کودک 8 ساله معتاد به هروئین ...

که در واشنگتن پست چاپ و موفق به دریافت جایزه پولیتزر شده بود ...

اما چند ماه بعد روشن شد گزارش جعلی است ...

و بعد از اون بود که بحث های زیادی درباره اصول روزنامه نگاری پیش اومد ...

از جمله حق استفاده از منابع سری و محرمانه که زمینه جعل داستان رو فراهم کرده بود ...

اینکه اجباری برای فاش کردن منابع خبری وجود نداشت ... 

و مواردی دیگه ...

که اون موقع شاید برای من که در ابتدای این راه بودم کمی مبهم و دور از ذهن بود ...

امروز - اما - به نتایج جالبی رسیدم ...

یکی اینکه قرن روزنامه نگاران هست اما ...

نه تسلط روزنامه نگاران راستین بر رسانه های همگانی ...

بلکه ... 

خُب این، فعلا بماند جزء ناگفته های روزنامه نگاری من ...

اما چه شد که یاد این کتاب افتادم ... ؟!

از رنج و افسوس های بی شمار من در حوزه خبر ...

بحث سرقت ادبی، سرقت خبری یا همان کپی – پیست در رسانه هاست ...

در طول سال ها کار خبر ...

برای حفظ اخلاق حرفه ای در محیط کار، مبارزات بی وقفه ای داشتم ... !

هزینه های زیادی هم در این دفاع مقدس پرداخت کردم که ذره ای پشیمان نیستم ... !

اما رنجی که می کشم کمی دشواره ...

موارد و ماجراهایی بسی بیشتر از آنچه در کتاب خبر به هر قیمت ...

به عنوان رسوایی خبری ازش یاد شده بود رو به چشم دیدم و می بینم ...

مثل خبر امروز صبح یکی از خبرگزاری ها ...

از اونجایی که در حوزه تخصصی ام بود ...

اول تعجب کردم از سوژه خبر که چطور من خبر ندارم ... ؟!

و تعجب دوم که چطور یک اتفاق - عینا - تکرار شده ... ؟!

خبر رو که خوندم ...

دیدم همون رویداد یک ماه پیشه که - اتفاقا - عین مصاحبه من کار شده ...

به کپی - پیست و حذف منبع اصلی و اینها از اخبار و مطالبمون عادت داریم ...

که بارها و بی محابا انجام شده و میشه ...

این بار ...

اشکال این بود که این رسانه اتفاق یک ماه پیش رو با قید زمان امروز کار کرده بود ...

زنگ زدم و به جناب همکار اطلاع دادم ...

گفت: عجب! من نمی دونستم ...

جناب مدیر آن رسانه - اما - با افتخار! به من گفت: خبر رو از فلان خبرگزاری برداشتم ...

و در کمال تأسف دیدم که فلان خبرگزاری مثلا معتبر ...

یک ساعت پیش تر ...

خبر و مصاحبه یک ماه پیش ما رو با قید زمان امروز منتشر کرده ... !

مثال از این جور بی تعهدی ها در بحث خبر زیاده و نباید نادیده گرفته بشه ...

افسوس اینجاست که تعداد این جور خبرها در رسانه های ما - هر روز - زیادتر میشه ...

ناظران و مسئولان که لابد دغدغه های مهم تری دارند ... !

مدیران و خبرنگاران هم که سرگرم مسائل صنفی و مراتب شغلی هستند ...

این وسط دلم برای مردم و مملکت میسوزه ...

و حوزه خبر و رشته روزنامه نگاری که داره به دست چنین افرادی تباه میشه ...

البته خدا رو شکر می کنم که در یکی دو سال گذشته ...

روزنامه نگاران حرفه ای و اخلاق مدار - هم - در استان دیده ام ...

مدیران و خبرنگارانی هر چند انگشت شمار که با وسواس و دقت کار می کنند ...

و کورسوی امیدی برای ادامه دفاع از اصول اخلاقی حرفه روزنامه نگاری ایجاد کرده اند ...

خدا رحمت کنه دکتر کاظم معتمدنژاد ...

پدر علم ارتباطات ایران رو که بر حفظ اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری تاکید بسیار داشت ... 

برچسب ها :

روزنامه نگاری

،

خبرنگاری

،

یک خبرنگار

،

نوشتن

یکشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت توسط یک خبرنگار

به نام خداوند لوح و قلم ...

به زودی در این مکان مطلبی نگاشته می شود ...

ان شاءالله ... :)

بعد نوشت:

چقدر این به زودی طول کشید ... ؟!

اون لحظه که این عبارت رو می نوشتم ...

باید به این فکر می کردم که روز خبرنگار که میاد، کار و برنامه ها فشرده تر میشه ...

حالا البته که باید گفت: هفته و روزهای خبرنگار ...

به هر حال عذرخواهی ...

راستش هر روز و هر لحظه دلم اینجاست، حتی اگر نباشم ...

الان برای نوشتن اون مطلبی که ساعت 26 دقیقه بامداد 17 مرداد ماه در ذهنم بود ...

کمی دیر شده - بماند برای بعد - ان شاءالله ...

فقط اینو بنویسم که یکی از مدیران استان ...

دیروز در یک نشست خبری در توصیف خبرنگاری دفاع مقدس گفت:

وقتی خبرنگار در حوزه دفاع مقدس می نویسد ...

به سبب تعلق خاطری که به این فرهنگ دارد، قلبش هم به فکرش کمک می کند ...

اون لحظه به خودم که فکر کردم ...

دیدم در تمام این سال ها در همه حوزه های خبری که داشتم ...

قلبم به فکرم در نگارش خبر کمک کرده ...

و خیلی داستان ها دارم از این قلب نگاری ها و فکر نوشته ها ...

و خاطره ها از سایه روشن های خبرنگاری که بماند ...

روح تمام شهیدان عرصه خبر و اطلاع رسانی شاد ...

و تشکر بسیار زیاد از همه آنها که روز خبرنگار رو بهم تبریک گفتند ... 

به رسم ادب و برای یادگاری ...

شعر و آهنگ زیبای همین است زندگی ...

در پُست زندگی تقدیم شما ...

برچسب ها :

سوژه نگار

،

یک خبرنگار

،

نوشتن

،

روز خبرنگار

سه شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت توسط یک خبرنگار

امروز روز وبلاگ خوانی بود ...

در ذهنم یه عالمه سوژه برای نوشتن داشتم ...

دست کم دو موضوع بدجور آماده بود ...

که نشد ...

یکی - چالش عکس بدون آرایش بازیگران در فضای مجازی ... (+)

انتشار عکس بدون آرایش خود! ... :|

دیگری هم ...

شعر "به نام خداوند رنگین کمان" ... :)

که خانم نماینده مجلس باعث شد این شعر رو کامل بخونیم ... (+)

نشد دیگه ...

ان شاء الله فرصتی بشه بنویسم درباره شون ...

گویا امروز روز وبلاگ خوانی بود ... !

جالب اینکه یکی چند نفری هم - بعد مدت ها - برگشته بودند بلاگفاشون ...

خیلی وبلاگ های دوستان رو خوندم ...

یکی از وبلاگ ها رو از ابتدا تا انتها خوندم ... !

تقریبا میشه گفت: هر روز می نویسه ...

سال هاست ...

منم تقریبا - همیشه - خواننده اش هستم ...

امروز اما - دوباره و یک جا - خوندمش ...

یادم نیست چطور با وبلاگش آشنا شدم ...

اما خوب می نویسه ...

بیشتر از روزمرگی های خودش ...

خیلی کم از شعر و متن دیگران استفاده می کنه ...

اینم سوغات وبلاگش:

"فکر کن ...

چه تنهاست ...

اگر ماهی کوچک، دچار آبی دریا باشد" ...

برچسب ها :

سوژه نگار

،

وبلاگ

،

بلاگفا

،

نوشتن

مشخصات
        سوژه نگار 🔹
صرفا جهت اطلاع:
دامنه ir رو بنا به دلایلی تمدید نکردم!
بنابراین و طبق مقررات سامانه‌ ایرنیک،
اسم و دامنه [بعد از آزادسازی] توسط دیگری راه اندازی شد!
پس soozhenegar.ir دیگه متعلق به من نیست ..
🔹
برچسب ها