چهارشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

"کلاس پنجم (دبیرستان) که بودم ...

پسر درشت هیکلی ته کلاس ما می‌نشست ...

که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود،

آن هم به سه دلیل؛ 

اول آن که کچل بود، دوم این که سیگار می‌کشید ...

و سوم - که از همه تهوع آورتر بود – اینکه در آن سن و سال، زن داشت ... ! 

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالی که خودم زن داشتم،

سیگار می‌کشیدم و کچل شده بودم ... ! 

تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می‌کند ...

که در خودش وجود دارد" ... ! 

خاطره ای منسوب به دکتر علی شریعتی ...

گرامی باد یاد و نامش ... (+)

قبل نوشت ...

برچسب ها :

علی شریعتی

شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

دوگانه ای که جهان را تحت تأثیر قرار داده است ... (++)

برچسب ها :

فوتبال

چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

"هزار خواهش و آیا ...

هزار پرسش و اما ...

هزار چون و هزاران چرای بی زیرا ...

هزار بود و نبود ...

هزار شاید و باید ...

هزار باد و مباد ...

هزار کار نکرده ...

هزار کاش و اگر ...

هزار بار نبرده ...

هزار بوک و مگر ...

هزار حرف نگفته ...

هزار راه نرفته ...

هزار بار همیشه ...

هزار بار هنوز ...

مگر تو ای همه هرگز ... !

مگر تو ای همه هیچ ... !

مگر تو نقطه پایان ...

بر این هزار خط ناتمام بگذاری ... !

مگر تو ای دَم آخر ...

در این میانه تو ...

سنگ تمام بگذاری" ... !

 

برچسب ها :

اللهم عجل لولیک الفرج

،

قیصر امین پور

یکشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

جملات قصار فامیل دور ...

- "ﻣﻦ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻨﺪﻩ، ﯾﻪ 5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺧﻮﺩﺗﻮ نگه دار ... !

- ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺴﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻏﺼﻪ ﺑﺨﻮﺭﯼ، ﺭﺳﻤﺎً ﻏﺼﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ... !

- ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺧﻮﺭﺩﻡ،

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻢ ... !

- ﺷﺎﻧﺲ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ؛

ﺑﺪﺷﺎﻧﺴﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺮ نمی دﺍﺭﻩ؛ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﻼً ﮐﻠﯿﺪ ﺩﺍﺭﻩ ... !

- ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻳﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺷﺪﻳﺪ ﺷﺪﯼ؛

ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻴﺴﺘﯽ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﺘﻪ ... !

- ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﻟﮑﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﮐﺴﯽ ﺟﺪﯾﻢ ﻧمیگیرﻩ ... !

- ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺮﯼ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ، ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ...

ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺻﻼﺡ نمی دونیم ﺍﺯﺵ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ ... !

- ﺑﻌﻀﯿﺎ این قدر ﻗﺸﻨﮓ ﺩﺭﻭﻍ میگن، ﺁﺩﻡ ﺣﯿﻔﺶ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻪ ... !

- ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺸﮑﻮکی ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﻢ ﺧﻮﺵ میگذره، ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ ... !

- ﯾﻪ ﻋﺪﻩ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ ﻧﻔﻬﻤﻦ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻦ ﮐﻪ می فهمیم ﻧﻔﻬﻤﻦ ... !

پی نوشت:

من دیگه حرفی ندارم ... :|

+ با تشکر از: شوق زندگی ...

برچسب ها :

روزگار ما

شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

وقتی یکی از اعضای خانواده ما یه امتحان سخت رو پیش رو داره،

همه تموم سعیمون رو می کنیم که محیط آروم و روحیه بخشی رو براش فراهم کنیم ... 

حتی اگر اون هیچ آمادگی برای امتحان نداشته باشه ...

اما به هیچ وجه ته دلش رو خالی نمی کنیم ... 

تا آخرین لحظه هواشو داریم ... 

بهش میگیم: تو تموم تلاشتو بکن و امیدوار برو جلو ... 

ممکنه ازش ناراحت باشیم که در طول سال تنبلی کرده ...

و اون طوری که باید از فرصت هاش استفاده نکرده ... 

یا اینم بدونیم که اکثر رقیباش ازش بهترند اما ناامیدش نمی کنیم ... 

واقعا و از صمیم قلب براش آرزوی موفقیت می کنیم چون برای ما عزیزه ...

حالا چرا اینا رو گفتم: چون تیم ملی فوتبال ما ...

الان در مسابقات جام جهانی همین وضعیت رو داره ... 

کاری به اما و اگرهای قبل و بعد ندارم که همه اش تخصصی هست و من دخالتی نمی کنم ...

بی هیچ توضیح اضافه ای میخوام بگم:

اگر قراره الان حمایتی صورت بگیره باید واقعی باشه و از روی آگاهی ... 

نه با دورویی و از روی ترحم، تمسخر و ... 

نه با امید واهی همراه باشه، نه با تخریب روحیه ... 

اگر اعتقادی به حرف هایی که بر زبان میاریم یا می نویسیم نداریم؛

سکوت کنیم چرا که خیلی بهتر و مفیدتره؛

هم بار مسئولیت ما کمتر میشه،

هم شاید کسی که از ما کارشناس تره بتونه فرصت ابراز عقیده داشته باشه ... ! 

روی همین حساب؛

من به عنوان یه ایرانی، چهار کارشناس و مجری برنامه "ورزش از نگاه دو" رو نمی بخشم ...

که حرف جلوی دوربین شون با اون که فکر کردند میکروفون قطع شده، یکی نبود که هیچ؛

بسی یأس آور و همراه با تمسخر بود! ... (+

این برنامه - دو شب پیش -

با حضور و صحبت‌های اميدوارانه حسن روشن، حمید درخشان، پرویز مظلومی و حسین عبدی ...

درباره تیم ملی فوتبال در حال پخش بود ...

که مجری - پیمان یوسفی - مخاطبان رو به تماشای آیتم سفیر نیجریه دعوت میكنه ...

برخلاف تصور آنها، موقع پخش تصاویر مربوط به رقیب ایران در جام جهانی 2014 ...

میکروفون های داخل استودیو همچنان باز بود ...

و کارشناسان محترم فوتبال ايران در ادامه تحليل های واقعیشون رو ارائه کردند ...! 

این دسته گُلی که تقدیم بینندگان شد با هیس هیسِ عوامل پشت صحنه به پچ پچ تبدیل شد ...

و بعد هم که دوباره پروژه امیدوارسازی کذایی ... !

گرچه این روزها مُد شده برخی، اغلبِ مسائل رو از دریچه هزل و هجو و جوک و خنده ببینند ...

اما این دلیل نمیشه که کارشناسان رسانه ملی هم چنین فکر و عمل کنند ... !

 اگر حرف حسابی نیست برنامه تحلیلی هم در کار نباشه خیلی بهتره ... 

تا اینکه کمتر از 10 روز مونده به اولین مسابقه شاهد چنین اتفاقاتی باشیم ...

هر کس در هر برهه ای از زمان نقشی داره و وظیفه ای ... 

اینکه در 4 سال گذشته چه کاستی ها و کم کاری هایی شد باید گفته بشه ... 

اما به شیوه درست و مناسبش نه با تمسخر و کینه توزانه ... !

این روزها - به شرطی که گوش شنوایی پیدا بشه - زمان انتقاد هست ...

برای اینکه چراغ راهِ آینده باشه نه اینکه فرصت و زمانی برای انتقام باشه ... !

این روزها و این شب ها کاش، اگر یارِ تیم ملی نیستیم سربار هم نباشیم ... 

این موضوع در موردِ تمام رسانه ها و تریبون ها صدق میکنه ... 

چه اصراریه حرفی که بهش اعتقادی نداره گفته بشه ... ؟! 

مسلما هستند تحلیلگرانی که بلدند خوب حرف بزنند، خوب جمع بندی کنند ...

و خوب فضا و حال و هوای کنونی رو مدیریت کنند ... 

درباره مجریان و نویسندگانی که حرفِ دل و زبان و دست و قلمشون ...

یکی نیست هم که حرفی ندارم! ... :|

برچسب ها :

صدا و سیما

،

فوتبال

جمعه شانزدهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

"عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیلُ وَ النَّهارُ" ...

"روزهایی خواهد آمد ...

که من نخواهم بود؛

ولی هنوز ...

دوستت خواهم داشت"...

با تشکر از : حسینیه دل ...

برچسب ها :

من لی غیرک

،

گاهی نگاهی

،

دوست

پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

"گرچه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما ...

غم نباشد، چو بود مهر تو اندر دل ما ...

حاصل کوْن و مکان، جمله ز عکس رخ توست ...

پس همین بس که همه کوْن و مکانْ حاصِل ما ...

جمله اسرارِ نهان است درونِ لب دوست ...

لب‌گشا! پرده برانداز از این مشکِل ما ...

یا بکش با برَهان زین قفس تنگ، مرا ...

یا برون ساز ز دل این هوس باطل ما ...

لایق طوْف حریم تو نبودیم اگر ...

از چه رو پس ز محبت بسرشتی‌ گِل ما"؟ ...

از غزلیات امام خمینی (ره) ... (+)

برچسب ها :

امام خمینی

جمعه نهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

پنجشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

نمی دونم چند نفر از شما این دست نوشته رو خونده اید ... ؟!

متنی درد آور از یک زندگی مشترک ...

و هشدار دهنده برای همه ...

اینکه به جای دیدن ظواهرِ هم و گرفتار کاستی ها شدن،

احساسات و عواطف زیبای یکدیگر رو کشف کنیم ...

پیش از آنکه دیر بشه ...

همان که شاعر گفت:

"بیا تا قدر همدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم" ...

"ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ ...

ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ...

ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯿﻢ ...

ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ رو به ﺟﺪﺍﯾﯽ ...

ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﭘُﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺍﯾﺶ فرستادﻡ ...

ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﭘُﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﺩ ...

ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﯽ ...

ﻭ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ...

ﻭ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ... ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ... ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ... .

ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﺤﺒﺖ آﻣﯿﺰ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ...

ﮔﺎﻫﯽ آن قدر ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ آن سوﯼ ﺧﻂ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺳﺖ ...

ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ...

آﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ...

ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺖ: به خاطر ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ...

ﮐﺎﺵ می شد ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ" ... !

  

آدم ها چه عجیب شده اند ...

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮند ...

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻣﯽ میرند ...

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻣﯽﺷﻮند ...

ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ؛

در نهایت ﻫﻤﺎن ﻣﯽ ﺷﻮند ﮐﻪ بودند ...

  

نگذریم از اینکه؛

ارسال پیامکِ ناشناس به دیگران ...

اساسا - کاری غیر اخلاقی و مفسده انگیز بیش نیست ... !

برچسب ها :

ارتباطات

،

روزگار ما

سه شنبه ششم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

پی نوشت:

البته من خودم که – خوشبختانه – امتحان ندارم ... :)

این وصف حالِ برخی دوستان هست که از الان تا یک ماه آینده این مراحل رو خواهند داشت ... :))

اصلا هم مهم نیست که بعضی امتحانات با جام جهانی فوتبال 2014 تقارن پیدا کرده ... !

راستی؛

دعای مطالعه یادتون نره ... (+)

دوشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۳ ساعت توسط یک خبرنگار

صرفا جهت اطلاع ... :)

در اولین پُست سال 93 ...

تصمیم های جدیدم مبنی بر اهمیت تبادل نظر در سال جدید رو اعلام کرده بودم ... (+)

با این حال در دو ماه گذشته بسیاری از دوستان جدید و قدیمی ...

بابت کم شدن حضورم در وبلاگ هاشون به صورت خصوصی و عمومی گله داشتند ...

بنابراین بهتر دیدم پُستی رو به این موضوع اختصاص بدم ...

و بار دیگه یادآور بشم که حضور مخاطب ...

و مشارکتش در بحث و اظهار نظر در اینجا بیش از هر چیز برای من اهمیت داره ... (+)

یعنی ان شاءالله خواننده اغلب وبلاگ های دوستان هستم ...

ولی فقط برای اونایی نظر میذارم که اینجا حضور دارند ...

این مورد نه اجباره نه تهدید بلکه توضیحی هست برای ارتباط بیشتر و بهتر ...

چون من این وبلاگ رو برای تبادل فکر و اندیشه و تعامل با مخاطب راه اندازی کردم ...

نه برای دوستیابی و ...

گرچه دوستانِ خوب و زیاد داشتن باعث خوشحالیه ...

اما بیشتر از اون، داشتنِ دوستانِ همراه و اهل نظر هست که مایه مباهات منه ...

همین جا از همراهانِ همیشگی ...

که تاکنون به من افتخار همنشینی و هم صحبتی در این فضا رو دادند،

صمیمانه تشکر می کنم ...

و برای تمام خوانندگانِ سوژه نگار آرزوی توفیق و تندرستی دارم ...

"هر که شد مَحرَمِ دل در حَرم یار بماند ...

وآن که این کار ندانست در اِنکار بماند ...

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر ...

یادگاری که در این گُنبد دَوّار بماند " ...

برچسب ها :

سوژه نگار

،

وبلاگ

،

دوست

،

نوشتن

مشخصات
        سوژه نگار 🔹
صرفا جهت اطلاع:
دامنه ir رو بنا به دلایلی تمدید نکردم!
بنابراین و طبق مقررات سامانه‌ ایرنیک،
اسم و دامنه [بعد از آزادسازی] توسط دیگری راه اندازی شد!
پس soozhenegar.ir دیگه متعلق به من نیست ..
🔹
برچسب ها