شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد ...

همه کج رفته اند، حتی میخ ... !
همه لج کرده اند، حتی در! ...
![]()
علی اکبر لطیفیان ...
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد ...

همه کج رفته اند، حتی میخ ... !
همه لج کرده اند، حتی در! ...
![]()
علی اکبر لطیفیان ...

بچه سیّد نشدم، دستِ خودم نیست ولی ...
وسط روضه، دلم خواست بگویم: مادر ...
"امام محمّد باقر (ع) حكايت فرمايد:
چون قيامت برپا شود، حضرت فاطمه زهرا (س) بر درب ورودى دوزخ توقف نمايد ...
و به درگاه خداوند متعال اظهار دارد:
خداوندا؛ تو مرا فاطمه ناميدى و وعده دادى ...
هر كه دوستدار و علاقه مند به من و ذريه ام باشد او را به آتش جهنم مجازات نخواهى كرد ...
و مى دانم كه وعده تو حق است ...
پس از سوى پروردگار متعال ندا مى رسد:
اى فاطمه؛ راست مى گویی، من تو را فاطمه ناميده ام و وعده داده ام ...
هر كه علاقه مند به تو و ذریه ات بوده و ولايت آنها را پذيرفته باشد،
به آتش دوزخ مجازات نخواهم كرد و هم اكنون به وعده خود وفا مى كنم ...
آنهایی را كه دوست دارى و اهل آتش جهنم هستند، تو مى توانى آنها را شفاعت نمایی ...
و من شفاعت و وساطت تو را پذيرا هستم ...
تا آنكه موقعيت و منزلت تو را نزد ملائكه و انبياء و اهل محشر آشكار سازم ...
پس اى فاطمه؛ هر كه در پيشانى و بين دو چشمان او نوشته باشد كه مؤمن هست،
مى توانى شفاعت نمایی و نجات بخش او از آتش دوزخ باشى و او را وارد بهشت گردانى" ...
منبع : ... (+)

"یا فاطمه (س) روز حشر ستّاری کن ...
دل سوختگان را ز کَرَم، یاری کن ...
ما با همه گفتیم که با فاطمه ایم ...
تو نیز بیا و آبروداری کن" ...

سالروز ولادت انسیه حورا حضرت فاطمه زهرا (س) بر شما مبارک باد ...

"نیمه شب تابوت را برداشتند ...
بار غم بر شانه ها بگذاشتند ...
هفت تن، دنبال یک پیکر، روان ...
وز پی آن هفت تن، هفت آسمان ...
این طرف، خیل رُسُل دنبال او ...
آن طرف احمد به استقبال او ...
ظاهرا تشییع یک پیکر ولی ...
باطنا تشییع زهرا و علی ...
امشب ای مَه، مهر ورزو، خوش بتاب ...
تا ببیند پیش پایش آفتاب ...
دو عزیز فاطمه همراهشان ...
مشعل سوزانشان از آهشان ...
ابرها گریند بر حال علی ...
میرود در خاک آمال علی ...
چشم، نور از دست داده، پا، رمق ...
اشک، بر مهتاب رویش، چون شفق ...
دل، همه فریاد و لب، خاموش داشت ...
مُردهای تابوت، روی دوش داشت ...
آه، سرد و بغض، پنهان در گلوی ...
بود با آن عده، گرم گفت و گوی ...
آه آه ای همرهان، آهسته تر ...
میبرید اسرار را، سر بسته تر ...
این تنِ آزرده باشد جان من ...
جان فدایش، او شده قربان من ...
همرهان، این لیله قدر من است ...
من هلال از داغ و این بدر من است ...
اشک من زین گل، شده گلفامتر ...
هستی ام را میبرید، آرامتر ...
وسعت اشکم به چشم ابر نیست ...
چارهای غیر از نماز صبر نیست ...
چشم من از چرخ، پُر کوکبترست ...
بعد از امشب روزم از شب، شبترست ...
زین گُل من باغ رضوان نفحه داشت ...
مصحف من بود و هجده صفحه داشت ...
مرهمی خرج دل چاکم کنید ...
همرهان، همراه او خاکم کنید" ...
شاعر: علی انسانی ...

شهادت خانم فاطمه زهرا (س) تسلیت ...
ان شاء الله روز محشر در جمع شفاعت شده های ایشان باشیم ...
"خدایا؛
مرسان زمانی را که برای زندگی همه چیز داشته باشیم؛
غیر از زمان" ...
این زمان و فرصت نو شدن طبیعت رو غنیمت بشمریم برای شروعی دوباره ...

روزگارتان بهاری، بهارتان جاودان ...
نوروزتان فاطمی ...



سلام بر خانم زهرای مرضیه سلام الله علیها ...

این یه پیک نوروزی جالب ... (+)
اینم یه بسته نوروزی جالب ... (+)
و اینک بهار فاطمی ...

پی نوشت:
"بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم" ...

"دلم به یاد مدینه بهانه می گیرد ...
سراغ باغ گُلی را شبانه می گیرد ...
چه حکمت است که چون نام فاطمه (س) آید ...
برای گریه دل من بهانه می گیرد؟! " ...
فرا رسیدن ایام فاطمیه به پیشگاه آقا امام زمان (عج) و شیعیان عالم تسلیت ...

ایام سوگواری پیامبر اخلاق و مهربانی ها، رسول خدا (ص) ...
کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع) ...
و امام علی بن موسی الرضا (ع) رو به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر (عج) ...
و تمامی مسلمانان جهان تسلیت و تعزیت میگم ...
در این روزهای حُزن انگیز پایان ماه صفر که دل های ما آشفته و پریشان است ...
بیش از هر چیز به این فکر می کنم که ما هزاره سومی ها ...
در عصر ارتباطات و فناوری که زندگی ها روز به روز مدرن تر میشه ...
چقدر برای ارتباط با خداوند تلاش کرده ایم ... ؟!
اندوخته ما برای روز محشر چیه و چقدره ... ؟!
در این دنیای پُر از آلودگی و گناه، دلخوشی ما چیه ...
که همچنان امیدواریم به سربلندی در محضر دوست ... ؟!
آیا وعده شفاعت صدیقه اطهر، خانم فاطمه زهرا (س) ...
همون نقطه امید برای توبه صدباره ما در این دنیاست ... ؟!
شعری از شاعر اهل بیت - محمد ناصری ...
در این مورد دیدم که با صدای مهدی مختاری - نوحه سرایی شده ...
بسیار شنیدنی و تأمّل برانگیزه ...
فقط یک عبارت ناروا در پایان این آهنگ خونده میشه ...
که خوشبختانه در اصل شعر چنین نیست ...
اینم آدرس برای دانلود: به امید شفاعت ...

"اذا زلزلت الارض ...
زمین محشر عظماست ...
چه شوریست، چه غوغاست ...
از این حال زمین، لرزه به دل هاست ...
نه پستی، نه بلندی و نه دریاست ...
رسیدست همان روز قیامت، همان لحظه موعود ...
که فرمود خدا، زود رسد زود ...
خلائق همه در حال فرارند ...
و بی تاب و قرارند، آرام ندارند ...
و این روز، همان روز حساب است ...
همان روز سوال است و جواب است ...
که مردم همه این گونه پریشند ...
نه در فکر پسر یا پدر و مادر و فرزند ...
همه در پی خویشند ... !
و مردم همگی مست، همه بیخود و مدهوش ...
که ناگه رسید از سوی حق نغمه چاووش ...
الا اهل قیامت، همه ساکت ...
و سرها همه پائین ...
و ای جمله خلائق همه خاموش ...
شده گوش سراسر همه عرصه محشر، پر از آیه کوثر ...
ملائک همه در شور ...
غزل خوان، همه سرمست شمیم گُل حیدر (ع) ...
گُل یاس پیامبر (ص) ...
چه حالیست ... ؟
خبر چیست ... ؟
مگر کیست قدم رنجه نمودست به محشر ... ؟
یگانه گهر حضرت داور ...
الله اکبر ...
الله اکبر ...
یا حضرت زهرا (س)، صدیقه اطهر ...
ملائک همگی بال گشودند ...
و فرش قدم مادر سادات نمودند ...
آری خبر اینست ...
امید همه آمد ...
جبریل صدا زد که خلائق ...
انگیزه خلق دو جهان، فاطمه (س) آمد ...
و مبهوت جلالش همه ناس ...
پیچید به محشر همه جا عطر گل یاس ...
زهراست و آن وعده شیرین شفاعت ...
بر چشم تَرَش اشک نشستست چو الماس ...
بر دست کبودش اسباب شفاعت ...
همان دست جُدا از تن عباس (ع) ...
و زهرا (س) شده گریان ابوالفضل (ع) ...
هم گریه کن و نوحه سرای غم چشمان ابوالفضل (ع) ...
مردم همه ساکت ...
همه مبهوت و حیران ابوالفضل (ع) ...
کاین فاطمه (س)، ابر کرم و رحمت و عشق است ...
که از او شده جاری به لب خشک زمین ...
بارش باران ابوالفضل (ع) ...
ناگاه همه از دهن یاس شنیدند: الله ... قسم می دهمت جانِ ابوالفضل (ع) ...
سوگند تو را حق دو دستان ابوالفضل (ع) ...
بر فاطمه ات بارالها، تو ببخشا ...
هر کس که زده دست به دامان ابوالفضل (ع) ...
و یاران ابوالفضل (ع) ...
همه مات از آن هیبت عباس (ع) ...
انگار نه انگار که این روز حساب است ...
یک بار دگر روضه و گریه ...
یک بار دگر سینه زنی غربت عباس (ع) ...
زهراست کند نوحه سرایی ...
آری شده برپا به قیامت، یک بار دگر هیئت عباس (ع) ...
عباس (ع)، همانی که قتیل العبرات است ...
هر قطره مشکش، آبی ز حیات است ...
شرمنده ز شرمندگی اش آب فرات است ...
با گریۀ زهرا (س) دیدند ملائک همگی، اشک خدا ریخت ...
با دست شفیعش، با نام ابوالفضل (ع) و دستان شفیعش ...
ترس از جگر اهل ولا ریخت ...
ناگاه در آن حال پریشان دل مادر سادات ...
آمد ز سوی حضرت معبود ندائی که: زهرا (س)، تو همه کاره مائی ...
تا باز به چشم همه خصم، رود خار ...
تا باز ببینند همه وعده دادار ...
تا کور شود هر که به دنیا ز حسد کرد ...
حقّ تو و فرزند تو را ضایع و انکار ...
بخشم به تو هر کس، که توئه فاطمه (س) گوئی ...
ای شیر زن حیدر کرار (ع) ...
خود دانی و چشمی که شده خیس ...
اندازه بال مگسی بهر علمدار (ع) ...
در وصف چنین قصه به محشر ...
یکپارچه در شورم و شینم، یکپارچه سرمست غرورم ...
که من گریه کن شیر یل شیر حنینم ...
بیخود شدم از خود و چنین نعره کشیدم: الله، الله، الله، منِ زار ...
که من خار و خس کوی حسینم" ... !

🔹